تو را چون گل سرخ نمک دوست نمیدارمیاقوت، میخک پیکان کشیده ی آتش زا:همانگونه که بعضی، چیزهای تیره و تار میپسندندمن در خفا، میان سایه و روح دوستت دارمدوستت دارم چون گیاهی بی گلکه در خود، و پنهانی، نور گل میافشاندبه شکرانه ی عشق تو در تاریکی بدنمچه عطرهایی از خاک که محفل نگرفتدوستت دارم بی آنکه بدانم چطور، نه کی و نه کجادوستت دارم صاف و ساده، راحت و بی غروراین گونه دوستت دارم، عاشقی دیگر ندانماین گونه دوستت دارم که نه باشم و نه باشیآنقدر نزدیک که دست تو روی سینه ام، مال منو آنقدر نزدیک که وقتی به خواب میرومپلک هایت روی هم افتند
برچسب:
نویسنده: رویا کوشکی
تاريخ: يکشنبه
9 آبان
1395 ساعت: 21:40